پنجشنبه, اسفند 04, 1390
   
TEXT_SIZE

یادداشت

فناوری ترسی ؛ از دوچرخه تا اینترنت! فناوری ترسی ؛ از دوچرخه تا اینترنت!

مسوولان دریافته اند که به فرض که اکنون بتوانند همه دیش ها را از همه پشت بام ها جمع کنند ، در آینده که رشد فناوری ، تلویوزیون ها را بی نیاز از دیش خواهد کرد ، باز به نقطه صفر بر خواهند گشت و لذا باید سیاست های هوشمندانه تری را در پیش بگیرند.

هنگامی که در اواسط قرن 18 میلادی دوچرخه اختراع شد ، مردم اروپا که با پدیده ای جدید و عجیب مواجه بودند ، آن را ماشین اجنه می دانستند و استدلال می کردند که اگر غیر از این است چگونه می تواند بر روی دو چرخ ثابت بماند و بدان سرعت شگفت انگیز(!)حرکت کند.

آنها در آن زمان هرگز گمان نمی بردند که در روزگاری نه چندان دور ، حتی کودکان نیز بر زین دوچرخه ها خواهند تاخت و دوچرخه سواری به یکی از رشته های مسابقان المپیک تبدیل می شود.

فناوری ترسی ، در غرب و سپس در جهان ، در گذر زمان رو به افول گذاشت اما هرگز به صفر نرسید و گاه حتی به دغدغه حاکمان نیز بدل شد کما این که در اوایل سده جاری شمسی ، استفاده از رادیو در منازل ممنوع بود و تنها افرادی می توانستند از آن استفاده کنند که از شهربانی مجوز بگیرند.

مجوز استفاده از رادیو


فناوری ویدئو نیز در بدو ورود خود به ایران با نگاه های سلبی و سیاست های دفعی مواجه شد و چه پرونده ها که در محاکم برای دارندگان این دستگاه پخش فیلم تشکیل نشد! اما سرانجام مسوولان دریافتند که راه مقابله با ویدئو ، نه "بگیر و ببند" که برعکس ، تولید انبوه محصولات ویدئویی است تا مردم در استفاده از محصولات متنوع تولیدی ، مخیر باشند.

ماهواره هم از جمله مقولاتی است که مسوولان به این نتیجه رسیده اند که راه مقابله با آن ، راه اندازی شبکه های متنوع تلویزیونی است . البته هنوز هم نگاه و سیاست قدیمی "برخورد" در این عرصه وجود دارد و برنامه های تلویزیونی رقیب برای آن ، هنوز به ایده آل ها فاصله دارند. مسوولان دریافته اند که به فرض که اکنون بتوانند همه دیش ها را از همه پشت بام ها جمع کنند ، در آینده که رشد فناوری ، تلویوزیون ها را بی نیاز از دیش خواهد کرد ، باز به نقطه صفر بر خواهند گشت و لذا باید سیاست های هوشمندانه تری را در پیش بگیرند.

اینترنت نیز نسبت به سایر فناوری های رسانه ای ، جدیدتر است و لذا هنوز برخی نتوانسته اند خود را با تحولات آن همگام کنند. نوع نگاه مسوولان به مقوله اینترنت هم باید اصلاح شود. اینترنت مانند هر پدیده تکنولوژیک دیگر ، می تواند در جهت مثبت و منفی به کار گرفته شود کما این که در خبرها داشتیم که القاعده از طریق اینترنت برخی آموزش های تروریستی و حتی نحوه ساختن بمب های دست ساز را ارائه می کرد ولی در عین حال ، می دانیم که هم اکنون بسیاری از جراحان روزآمد جهان ، قبل از رفتن به اتاق عمل ، سری به اینترنت و سایت های تخصصی می زنند تا ببینند آخرین دستاوردهای علمی درباره عملی که می خواهند انجام دهند چیست.

اما در ایران ، برخی مسوولان که نتوانسته اند با فناوری روز پیش بروند ، به جای آن که سرعت خود را بالا ببرند ، سرعت اینترنت را پایین می آورند و این موضوع را گاه حتی با مسائل سیاسی و امنیتی توجیه می کنند حال آن که هیچ چیز به اندازه "نارضایتی تراشی" به ویژه در میان جوانان و تحصیل کردگان ، برای امنیت ملی و منافع نظام ، امنیت زدا نیست ؛ ارائه یک اینترنت پرسرعت و دلنواز و بی دردسر ، حتماً می تواند در افزایش میزان رضایتمندی عمومی مؤثر باشد.

اگر مسوولان ، وظایف خود را به درستی انجام دهند و رضایت عمومی را جلب کنند و اعتماد متقابل با مردم ایجاد کنند ، نه بمب و موشک و نه ماهواره بی پارازیت و اینترنت بی فیلتر ، نمی توانند کوچک ترین خدشه ای به بنیان های سیاسی و اجتماعی کشور وارد آورند. شأن و شکوه نظام برآمده از اراده ملت ، فراتر از این مسائل است.
 

 

آیا انفجارهای هند و تایلند واقعاً کار ایران بود؟

"یک انفجار در دهلی ، سه انفجار در بانکوک و اعلام کشف یک خودروی بمب گذاری شده در نزدیکی سفارت اسرائیل در تفلیس" ؛ این پکیج خوبی است برای این که فوراٌ سیستم جهانی نشر خبر ، در بوق و کرنا کند که ایران می خواسته در سه کشور هند،تایلند و گرجستان دیپلمات های اسرائیلی را بکشد که البته نشد!

اتفاقات را مرور می کنیم:

1 - یک دستگاه خودروی ون ، حامل دیپلمات های اسرائیلی در محله ای که سفرای خارجی و مقامات ارشد دهلی در آن اقامت دارند ، منفجر می شود. خبرهای اولیه به نقل از شاهدان عینی حاکی از انفجار مخزن سوخت این خودرو بوده است اما بلافاصله خط خبری حادثه تغییر می یابد و اعلام می کنند که نه خیر! اصلاً هم این طور نبود و ماشین ما گازسوز نبوده است . به ما حمله تروریستی شد ولی خدا رحم کرد که کسی کشته نشد و فقط 5-4 نفری کمی زخم برداشتند!

در این باره نکات زیر را منطقاً مورد تفکر قرار می دهیم:

الف - هیچ کسی در این انفجار دستگیر نشد. این در حالی است که حادثه در یک منطقه مهم و پر از نگهبان و نیروهای امنیتی و دوربین های حفاظتی بوده است. جالب است بدانیم که انفجار در چند متری خانه نخست وزیر دهلی رخ داده است.
علت حادثه هم که بعد از درز خبرهایی مبنی بر انفجار مخزن گاز خودرو ، فوراً تغییر جهت داد تا ماهیت ماجرا عوض شود.

ب - اگر ایران بخواهد اقدامی علیه منافع اسرائیل انجام دهد ، منطقاً این کار را در کشور هند انجام نمی دهد.
ایران در شرایط تحریم است و به تعامل با هند بسیار نیازمند . هند یکی از مشتریان بزرگ نفت ایران است و تهران به هر قیمت ممکن می خواهد از ورود هند به بازی تحریم جلوگیری کند. به همین علت است که پذیرفته بهای نفت صادراتی اش به هند با روپیه این کشور پرداخت شود.

اقدام علیه دیپلمات های اسرائیلی در پایتخت هند ، اقدام علیه امنیت هند هم هست. اگر مقامات هندی بدانند که ایران چنین رفتاری با آنها می کند ، مقاومت کنونی در برابر تحریم ها را کنار می گذارند و به همسویی با تحریم نفتی ایران ترغیب خواهند شد.
لذا هیچ منطقی این را بر نمی تابد که ایران در وضعیت بغرنج کنونی ، یکی از نقاط اتکای سیاست خارجی اش را در موضوع تحریم ها هدف بمبگذاری قرار دهد و جالب تر از همه این که این عملیات را در چند متری خانه نخست وزیر انجام دهد.

در این باره حتی ضدایرانی ترین دیپلمات آمریکایی ، یعنی جان بولتون نیز در آخرین تحلیل خود ضمن تکرار لزوم حمله به ایران ، گفته که انفجار هند نمی تواند کار ایران باشد.

2 - همزمان با انفجار در دهلی ، خبری منتشر می شود که یک خودروی بمب گذاری شده در نزدیکی سفارت اسرائیل در تفلیس - پایتخت گرجستان - کشف شد و بلافاصله این خط خبری در جهان پی گرفته می شود که ایران می خواسته دیپلمات های اسرائیل در هند و گرجستان را بکشد.
در این باره نیز دو نکته را می توان مورد توجه قرار داد:

الف - اصل خبر غیرقابل استناد است و هردولتی می تواند در راستای اهدافش مدعی شود که در فلان خیابانش یک خودروی آکنده از بمب پیدا کرده است.

ب - اعلام این خبر همزمان با انفجار هند برای دامنه دار و اکشن کردن موضوع بوده است. فراموش نکنیم که در سال های اخیر روابط تفلیس - تل آویو به طور جدی تعمیق یافته و در مقابل روابط تهران-تفلیس به حدی رو به افول تیرگی گذاشته که حتی گفته می شود خاک گرجستان یکی از نقاطی است که در حمله احتمالی به ایران مورد استفاده قرار می گیرد.

3 - اما انفجارهای بانکوک به معنای واقعی کلمه مضحک هستند. آن طور که رسانه ها نوشته اند ماجرا از وقوع یک انفجار غیرعمدی در یک منزل مسکونی در بانکوک شروع شد. پس از انفجار، مشاهده شد که سه نفر از ساکنان خانه در حال فرار هستند. در حین فرار یکی از آنها بمبی را به سمت یک تاکسی پرتاب کرد که آنها را سوار نکرده بود! در ادامه این تعقیب و گریز ، یکی از این افراد تلاش کرد بمب دیگری را به سمت پلیس پرتاب کند ولی انفجار زودهنگام بمب ، باعث قطع پاهایش شد و بدین ترتیب دستگیر شد و ... .

این واقعاً مسخره و مضحک است که یک کشور برای انجام ترور در هزاران کیلومتر دورتر از خاکش ، اتباع خود را اعزام کند. جالب اینجاست که این مأموران هم که قاعدتاً باید ورزیده ترین نیروها باشند ، آنقدر ناشی اند که یک بمب در خانه خودشان می ترکد و دیگری درمقابل پایشان و یکی هم به سمت یک تاکسی پرتاب می کنند که چرا نایستاده است؟ جالب تر از همه این که پاسپورت های ایرانی خود را در کنار بمب ها و نزد خودشان نگه داشته بودند و دقایقی بعد از دستگیری هم اعتراف کرده اند که بله ! ما آمده بودیم دیپلمات های اسرائیلی را بکشیم ولی نشد!
احتمالاً فردا هم حکم مأموریت شان را از چمدانشان پیدا می کنند که بر روی آن نوشته شده است: برادر فلانی! بدین وسیله به شما مأموریت داده می شود با سفر به کشور تایلند ، سفارت اسرائیل را منفجر کنید... و من الله التوفیق!

این ماجرا به حدی خنده دار است که بگوییم برای فلان انفجار در تهران ، اسرائیل چند شهروند خود را به ایرن فرستاده بود و آنها هم در حالی که پاسپورت اسرائیلی در جیب شان بود و به زبان عبری سخن می گفتند و کلی هم بمب داشتند ،زیرپل سیدخندان دستگیر شدند و بلافاصله هم به روابط خود با موساد اعتراف کردند!

بی آن که بخواهیم تعصب به خرج دهیم باید بگوییم که منطقاً نمی توان حوادث اخیر را کار ایران دانست چه آن که در شرایطی که بحث تحریم ایران مطرح است ، این اتفاقات صرفاً می تواند جو ضدایرانی را تشدید و به تحریم ها کمک کند.

البته ناگفته نماند که اقدام تلافی جویانه علیه صهیونیست ها حق ایران است . آنها در یک سری اقدامات تروریستی ، تعدادی از متخصصان هسته ای ایران را به شهادت رسانده اند و طبیعتاً نباید انتظار داشته باشند که ایران نیز در برابر اقدامات خونین آنها ، صرفاً بیانیه محکوم سازی بدهد و به راهپیمایی ضداسرائیلی بسنده کند. با این حال شوی اخیر دهلی و بانکوک به دلایل منطقی فوق، نمی تواند کار ایران باشد و اسرائیل همچنان باید منتظر تلافی باشد. 
 

 

صفحه 1 از 140

آخرین اخبار

یادداشت

کربلائیان

 

 امروز در جامعه انقلاب اسلامي ما دو روند بيشتر نداریم: امامت و امت، امامت و حزب الله والسلام. خط سومي نداريم. در اين روند و در اين قانون و در اين چارچوب، بايد اطاعت محض از دستورات ولايت سمبل فكري و عقيدتي و انسجام روحي و معنوي براي يك مؤمن و يك انسان حزب الله باشد و خواهد بود.